الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

30

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

« برادرت چه كرد ؟ » عرض كرد : فدايت شوم ! او خوب است ، به شما سلام رساند ! فرمود : « جندب ! خداوند در مصيبت برادرت تو را پاداش بزرگى دهد ! » . مىگويد : پس از سيزده روز نامهء سلامتى وى رسيد ! امام عليه السلام فرمود : « جندب ! به‌خدا سوگند كه او دو روز پس از نوشتن نامه از دنيا رفت و مالى را به همسرش داد و گفت : نزد تو باشد وقتى كه برادرم آمد به او بده ! و او داخل خانه‌اى كه برادرت بود زير خاك پنهان كرد ، وقتى كه نزد او رفتى با او مهربانى كن و به طمع همسرى خودت بينداز تا آن مال را به تو بدهد ! » على بن حمزه مىگويد : بعدها جندب را ديدم از آنچه امام عليه السلام گفته بود پرسيدم ، گفت : به‌خدا سوگند كه سرورم راست گفت بدون اينكه چيزى زياد يا كم بشود . « 1 » 29 - همو از حماد بن عيسى جهنى نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم و گفتم : فدايت شوم ! دعا كنيد خداوند خانه‌اى ، همسرى ، فرزندى ، خدمتكارى و هر سال حجّى نصيبم كند ! امام عليه السلام دست به طرف آسمان بلند كرد و گفت : « خداوندا بر محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم درود فرست و او را سرايى ، همسرى ، فرزندى ، خدمتكارى و پنجاه نوبت حج روزى كن ! » حماد مىگويد : چهل و هشت سال مكه رفته‌ام و اين همسرم كه پشت پرده سخن مرا مىشنود و اين هم پسر و خدمتكار من ! و پس از آن دو نوبت به حج رفت و پس از پنجاه نوبت با ابوالعباس نوفلى هم سفر شد همين كه به محل احرام رسيد ، رفت كه غسل كند ، سيلى

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 161 .